اجرای حکم اعدام متهم پرونده خانه وحشت متوقف شد/ ماجرا چیست؟ تمدید مهلت ثبت‌نام آزمون دکتری ۱۴۰۶؛ فرصت دوباره برای جاماندگان وضعیت هوای فردا یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ | کدام استان‌ها بارانی می‌شوند؟ تومور یک‌ونیم کیلویی از بدن بیمار ۶۰ ساله در آباده خارج شد حکم انفصال از خدمت شهردار اوشان فشم میگون صادر شد رگبار و رعدوبرق در اغلب مناطق کشور تا سه‌شنبه پلیس راهور: موتورسیکلت بدون پلاک و گواهینامه نداریم تردد روان در تمام محورهای شمالی کشور بارش باران و صاعقه در 25 استان تا سه‌شنبه هشدار پلیس فتا درباره شگرد وعده درآمدهای بالا در آگهی‌های استخدامی میانگین دریافتی معلمان فقط ۲۹ میلیون تومان است ۱۳۰۰ مدرسه آسیب دیده از جنگ در کشور بازسازی شد تاکید بر پرداخت مطالبات مالباختگان؛ تعیین ضرب‌الاجل چگونه از پزشک خانواده و نظام ارجاع خدمات بگیریم؟ هوای قابل‌قبول تهران با شاخص 98 سامانه بارشی جدید در راه ایران / هشدار نارنجی برای ۱۲ استان / باران، برف و رعدوبرق تا شنبه ادامه دارد
یادداشت فاطمه حق وردی، کارشناس مسائل تربیتی؛

زنگ خطر مدارس با افراط در دانش‌آموزسالاری

وقتی مرزهای تفکیک‌کننده میان خشونت و انضباط یا تحقیر و تذکر سازنده مخدوش می‌شود، معلم در موقعیتی شکننده قرار می‌گیرد که در آن ساده‌ترین بازخوردهای اصلاحی نیز به پرونده بازخواست در ادارات آموزش و پرورش تبدیل می شود.
فاطمه حق وردی؛ کارشناس مسائل تربیتی
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۵ - ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - 2026 October 11
کد خبر: ۳۲۰۹۴۴

زنگ خطر مدارس با افراط در دانش‌آموزسالاری

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ مدرسه در فلسفه وجودی خود پیش از آنکه کارخانه‌ای برای انتقال داده‌های کتاب‌های درسی باشد، کارگاهی برای جامعه‌پذیری، تمرین انضباط و نهادینه‌سازی مسئولیت فردی است. با وجود این، سال‌های اخیر پدیده‌ای خزنده اما فراگیر، موازنه روابط در محیط‌های آموزشی را برهم زده است؛ معلمانی که به دلیل ترس از برچسب‌خوردن، هجمه والدین و پیگیری‌های فرساینده اداری، ترجیح می‌دهند چشم بر هنجارشکنی‌ ها ببندند.

این انفعال اجباری نه انتخابی حرفه‌ای، بلکه سازوکار دفاعی در برابر فضایی است که در آن «تربیت مقتدرانه» به اشتباه با «خشونت و بدرفتاری» یکی دانسته می‌شود؛ وضعیتی هشداردهنده که کارشناسان از آن با عنوان «دانش‌آموزسالاری کاذب» یاد می‌کنند.

حمایت از اقتدار معلم، هرگز به معنای چک سفید امضا دادن برای رفتارهای غیرحرفه‌ای یا نادیده گرفتن استانداردهای اخلاقی نیست

مرز باریک حقوق دانش‌آموز و بی‌قانونی

بی‌تردید گذار از دهه‌های گذشته که تنبیه بدنی و تحقیر کلامی بخشی از واقعیت تلخ کلاس‌های درس بود به دوران کنونی، گامی مترقی و غیرقابل بازگشت است. هیچ عقل سلیمی از خشونت فیزیکی، سرکوب روانی یا تحقیر دانش‌آموز دفاع نمی‌کند؛ اما چالش از جایی آغاز شد که آونگ رفتاری نظام آموزشی از افراط به تفریط غلتید.

در پارادایم جدید، هر نوع سخت‌گیری موجه، تذکر انضباطی یا اعمال چارچوب‌های رفتاری، در معرض این اتهام قرار می‌گیرد که نقض حقوق کودک است. وقتی مرزهای تفکیک‌کننده میان خشونت و انضباط، یا میان تحقیر و تذکر سازنده مخدوش می‌شود، معلم در موقعیتی شکننده قرار می‌گیرد که در آن حتی ساده‌ترین بازخوردهای اصلاحی نیز امکان دارد به پرونده بازخواست در دفتر مدیریت یا ادارات آموزش و پرورش تبدیل شود.

تربیت انسانی فرایندی تک‌بعدی نیست که صرفاً با لبخند، پذیرش مداوم و تشویق‌های بی‌پایان به ثمر بنشیند. ساخت شخصیت نیازمند مواجهه واقع‌بینانه با عواقب اعمال است. معلم برای ساختن نسلی مقاوم و سازگار، گاه نیازمند گفت‌وگوست، گاه به مدارا روی می‌آورد و گاه مجبور است با قاطعیت و سخت‌گیری، مرزهای مجاز و غیرمجاز را در رفتار اجتماعی ترسیم کند.

اما هنگامی که معلم می‌بیند پس از هر مواجهه تربیتی، موجی از اعتراضات هیجانی از سوی اولیا به راه می‌افتد و سازوکار نظارتی و مدیریتی نیز به‌جای حمایت از پشتوانه تربیتی مدرسه، جانب جلب رضایت ظاهری شاکیان را می‌گیرد، چه گزینه‌ای برای معلم باقی می‌ماند؟ در این نقطه، انگیزه اصلاحی فروکش می‌کند و جای خود را به سکوت مصلحت‌آمیز می‌دهد. معلم تدریس خود را آغاز می‌کند و پایان می‌دهد، اما از حیطه پرورش و اصلاح رفتار فاصله می‌گیرد تا امنیت شغلی، آرامش روانی و کرامت حرفه‌ای‌اش مخدوش نشود.

قربانیان اصلی آتش‌بس یک‌طرفه

شاید در کوتاه‌مدت به نظر آید در چنین مدرسه‌ای همه چیز آرام است؛ نه شکایتی ثبت می‌شود، نه اولیایی معترض هستند و نه تنشی در راهروها دیده می‌شود. اما واقعیت تلخ اینکه بهای این آرامش صوری را خود دانش‌آموزان و در نهایت جامعه پرداخت خواهد کرد.

کلاسی که در آن معلمان لب فرو بسته‌اند و چشم بر ناهنجاری‌ها می‌بندند، این آرامش، سکوتی فریبنده است

دانش‌آموزی که در محیط مدرسه می‌آموزد هیچ خط قرمزی پیش رویش نیست، هیچ رفتاری با پیامد انضباطی جدی روبه‌رو نمی‌شود و اقتدار جایگاه بزرگ‌تر یا معلم به‌راحتی شکسته می‌شود، با تصوری واژگون از جهان واقعی پا به اجتماع می‌گذارد. فردا در محیط کار، در مواجهه با قوانین مدنی و در روابط خانوادگی، هیچ نهادی مانند والدین امروز پشت وی نخواهد ایستاد تا از تخلفاتش دفاع کند. محصول حذف انضباط تربیتی، نسلی متوقع، تاب‌آوری‌نیافته و قانون‌گریز خواهد بود که تصورش از حق‌طلبی با گستاخی و بی‌نظمی درآمیخته است.

حمایت از اقتدار معلم، هرگز به معنای چک سفید امضا دادن برای رفتارهای غیرحرفه‌ای یا نادیده گرفتن استانداردهای اخلاقی نیست. سلامت روانی و جسمی دانش‌آموزان خط قرمز بنیادین هر نظام آموزشی است. اما توازن زمانی برقرار می‌شود که معلم نیز احساس کند در اجرای وظایف قانونی و تربیتی خود از چتر حمایتی قدرتمندی برخوردار است.

کادر آموزشی باید اطمینان داشته باشند مدیر مدرسه، آیین‌نامه‌های انضباطی و ساختار حقوقی آموزش و پرورش، تفاوت مربی دلسوز و سخت‌گیر را با رفتار نامتعارف تشخیص می‌دهند و معلم را در مواجهه با فشارهای نامعقول تنها نمی‌گذارند. بازتعریف شفاف شیوه نامه‌های انضباطی در مدارس و آموزش آن به والدین، ضرورتی فوری است تا همگان دریابند تذکر انضباطی، دشمنی با کودک نیست، بلکه بخشی حیاتی از فرایند رشد اوست.

بهره سخن

مدرسه نباید میدانی برای زورآزمایی یا اعمال خشونت باشد، اما هرگز نباید به محیطی تبدیل شود که در آن معلم از ترس تبعات، ترجیح دهد فقط متکلم‌وحده پای تخته باشد و از رسالت خطیر انسان‌سازی کناره بگیرد.

کلاسی که در آن معلمان لب فرو بسته‌اند و چشم بر ناهنجاری‌ها می‌بندند، شاید در دفاتر اداری مدرسه‌ای بی‌دردسر و آرام ارزیابی شود، اما این آرامش، سکوتی فریبنده است؛ سکوتی که نشان‌دهنده توقف قلب تپنده تربیت و پذیرش تسلیم در برابر فرهنگ مخرب دانش‌آموزسالاری است. اگر به دنبال فردایی قانون‌مدار، اخلاق‌محور و پایدار هستیم، باید اقتدار، منزلت و شجاعت تربیتی را به دست‌های معلم بازگردانیم.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار